وبسایت رسمی احمد فتاحی ، امروز - دوازدهم مرداد 1386 - بصورت آزمایشی و بر روی سرور Byethost آغاز به کار کرد.
www.ahmadfatahi.tk
=
http://www.ahmadfatahi.byethost3.com
نسخه اصلی وبسایت بزودی با دامنه ی رسمی در دسترس قرار خواهد گرفت.
با تشکر...احمد فتاحی
+
نوشته شده در جمعه دوازدهم مرداد 1386ساعت 15:53  توسط احمد
|
<< کاش که من مُرده بودم >>
به یاد ِ خاموشی ِ تو
اشک ِ فراموشی ِ تو
همیشه بی تاب منم
کاش که من مُرده بودم
به یاد دلتنگی تو
بغض ِهم آهنگی ِ تو
همیشه بی خواب منم
کاش که من مُرده بودم
هر تپش از عمر ِ من ُ
هر نفس از ثانیه ها
کابوس ِ وابستگی ُ
گم کردن ِ قافیه ها
فرصت ِ خوبی های تو
بهانه جویی های تو
رفت و گُم آغوش شدم
کاش که من مرده بودم ...
( احمد فتاحی - اردیبهشت ۱۳۸۶ )
------------------------------------------
دیگر توانی برایم نمانده است.انگار همه چیزم دردانگیز شده است از بازی های عاشقانه ی درد و آ ه ... و دیگر توانی برای آغاز نمانده است ...
امروز وقتی به درستی در خود نگریستم دیدم چقدر کوچکم ! و چقدر شاعرانه کوچکی ام را پنهان میکنم در پس پرده های غرور ...
یک سوء تفاهم می تواند من را به کام مرگ بکشاند پس چرا همیشه باید از قافله ی عشق عقب باشم ...چرا باید همیشه از ترانه ها کابوس بسازم و هرگز نبینم که چطور کابوس خود من تبدیل به دردناک ترین کابوس ها شده است ...
این ترانه برای پایان کار من در این وبلاگ در اینجا نگاشته شد ...
ترانه ای غم انگیز که من را بارها به گذشته ای برد که با کمک بزرگترین حلال مشکلاتم از آن گریختم ...
شاید با تعطیلی این وبلاگ و در نتیجه ، کمی سبک شدن ِکارهای شخصی من ، بتوانم دین خودم رو به عزیزترینم ادا کنم ... امیدوارم بتونم.
دردناک ترین لحظه ها برای من زمانی اتفاق می افتد که به دلیل مشغله های فراوانم کمتر می توانم در خدمت اسطوره ی قلب نشین ام ! باشم ...
کلاس های دانشکده که بسیار طاقت فرسا شده اند ، مدیریت وبسایت خاکستری که زمان زیادی از من می گیرد ، حضور در صفحه ی اینترنت برای فعالیت ها ی شخصی ، فعالیت های کاری ، حضور فعال در کلبه ی ترانه و و و و که هر یک برای من مشغله های فراوانی را ایجاد کرده اند و من را خسته تر از خسته گان قبلی نمایانده است ...
اینهاست که من را از هم قبیله ام بسیار دور کرده ...اکنون در راستای تحقق نزدیکی مان اولین قدم را بر می دارم که همانا برداشتن یکی از سدهای نزدیکی ست و آن تعطیلی این وبلاگ است ...
در همین جا هم از او به دلیل تمام گرفتاری هایم پوزش خواسته و گام نخست را برای پایبندی به رویای با هم بودن بر می دارم ...
همیشه یک واقعه از لمس حضور تو کمم
یک لحظه، یک فاصله از نو شدن جهان پسم
از من به تو ریتم نفس، شتاب اسلو موشنه
همیشه دیر میکنم، همیشه دیر میرسم! ( دکتر ایرج جنتی عطایی )
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 23:43  توسط احمد
|